

شایعه, کنید.... که ختمه من است بدجور دلتنگش شده ام بلکه اینجوری بیاید
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


خدا اصلا منو میبینی؟,؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


من تو دلم حرف میزنم ،فحش میدم متنفر میشم جیغ و داد میکنم ،آروم میگیرم بغض میکنم ،گریه میکنم قهر میکنم ،آشتی میکنم ولی فقط تو دلم بقیه ام تنها چیزی که میبینن لبخندمه
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


تنهایی, ؛ یعنی این همه آغوش واسه تو بازه اما ..... تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


گرمت نیست !؟ - نه ؟ گرمت نمیشه !؟ - نه خونه رو هم آتیش بزنی من لباسمو در نمیارم![]()
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


نامش، اثرِ انگشتش، چشمانش .. شده بود رمزهای زندگی ام از وقتی ندارمش زندگی ام قفل شده
برچسب:
نویسنده: النا مقدم
این طور بارم آورده بودند که بترسم از همه چیز... از بزرگتر که مبادا بهش بربخورد، از کوچکتر که مبادا دلش بشکند، از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد، از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید. همش نصی
برچسب:
نویسنده: النا مقدم
آدم از خود میپرسد که: تو با این سالها که گذشت چه کردی؟, بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟, زندگی کردی یا نه؟ با خود میگویی نگاه کن، ببین این دنیا چه سرد میشود. سالها همچنان میگذرد و بعد از آ
برچسب:
نویسنده: النا مقدم
دلم گرفته, انقد حرف نگفته دارم کاش یکی باشه بیاد بشنوه بشنوه بشنوه وقتی حرفام تموم شد بره نه قضاوتم کنه نه گله کنه نه دعوا کنه فقط نگام کنه لبخندی بزنه و بره : (
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


برچسب:
نویسنده: النا مقدم
یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک گرفته ی افکارت بکشی ، تا شاید بتوانی با خودت
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


برچسب:
نویسنده: النا مقدم
مردی در کنار چاه زنی زیبا دید ، از او پرسید : زیرکی زنان به چیست؟ زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند ، مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید : چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم ،دیدم خا
برچسب:
نویسنده: النا مقدم


برچسب:
نویسنده: النا مقدم


برچسب:
نویسنده: النا مقدم